تبليغاتX
.:: هشتم آبان ::.

چرا 8 آبان به نام روز بسیج دانش آموزی ملقب شده است ؟ بهتر است سری به بهشت زهرا بزنیم . قطعه 26 ، ردیف 44 ، شماره 11 . جایی كه بقایای پیكر متلاشی شده دانش آموزی غیور به خاك سپرده شده است ! بله . محمدحسین فهمیده نوجوان 13 ساله ایی كه چنان از 13 سالگی خود پر كشیده و اوج گرفته بود كه بسیاری بزرگان را در بزرگی خویش  به اعجاب واداشت . محمدحسین هویت گمشده نوجوانی خود را در جبهه ها جست و در شهادت یافت و به این ترتیب نامش در زمره تاریخ سازان كم سال به ثبت رسید . به راستی تاریخ ما ، چند تاریخ ساز نوجوان دارد . جز آنانكه برای ارضای قدرت طلبی اطرافیان در خردسالی ، كودكی و نوجوانی بر تخت سلطنت می نشستند آیا تاریخ ساز دیگری در این رده سنی وجود دارد . مطمئناً نام محمد حسین فهمیده با افتخار ، آگاهی ، ایمان و شجاعت و فداكاری در تاریخ ثبت شده است. چرا كه وی حضور پر رنگ دانش آموزان را در جبهه های دفاع مقدس از زاویه به در آورد و در نور قرار داد تا همگان ببینند كه غیرت در این مرزو بوم تنها مختص بزرگسالان نیست و كودكان و نوجوانان نیز از این موهبت بهره های فراوان برده اند.

در دوران دفاع مقدس به هیچ روی معیار كوچك و بزرگی،  اندازه قامت و جثه و كمی و زیادی سن نبود.هر آنكه دلی رهاتر از قیود داشت بزرگتر از همه بود و مقامی بالاتر داشت : چنانكه رهبر فقید انقلاب ( قدس سره ) در پیامی به مناسبت شهادت محمدحسین فهمیده این نوجوان را "رهبر انقلاب" نامیدند .

شاید اكنون پس از گذشت قریب به 15 سال از دفاع مقدس برای بسیاری از نوجوانان و جوانان كه آن دوران را درك نكرده اند این سوال پیش آید كه چگونه این فوج عظیم از جوانان و نوجوانان ، بزرگسالان و پیران جان بر كف نهاده عازم جبهه ها می شدند ؟ چگونه دانش آموزی كه باید به فكر تحصیل و كسب علم باشد با و یا بی اجازه والدین و با مشقات فراوان راهی مناطق جنگی می شود؟ این همه را باید در سحر كلام امام جست. امام از مردم ، با مردم و در كنار مردم بود. با زبان مردم  با ایشان سخن می گفت . امام به نوجوانان و جوانان به عنوان كسانی كه هنوز تجربه كارهای خطیر را نداشته و خام هستند نمی نگریست بلكه ، با چشم جان بین ، ایمان شگرف آنان را نظاره می كرد از اینروست كه در پیام سالروز تشكیل بسیج مستضعفان اعلام كردند : " شما عزیزان و جوانان بزرگوار باید بدانید كه حفظ و حراست اسلام و كشور اسلامی و دین حق از بزرگترین طاعاتی است كه از صدر عالم تاكنون انبیا معظم و اولیاء بزرگ صلوات ا... علیهم اجمعین در راه آن كوشش توانفرسا نموده و از هیچ فداكاری دریغ ننموده اند و تربیت و تعلیم فنون نظامی در راه این هدف ارزنده ترین ارزشهاست و تا شما جوانان بیدار ..... با این شور و شعور در صحنه حاضرید ، به كشور و جمهوری اسلامی آسیب نخواهد رسید. "

امام حفظ و حراست از نظام را در اولین گام مسئولیت جوانان می دانستند نه مسئولین و نیروهای مسلح و .... و در كلامی دیگر از ایشان : " .... امروز جمهوری اسلامی ودیعه ای است كه از جانب خداوند متعال به ملت ایران سپرده شده و همه جا از زن و مردو پیر و جوان در حفظ این ودیعه مسئول هستیم .... "

این جملات كه اشاره شد تنها قطره ایی از دریای اعتمادی است كه امام به جوانان و ملت داشتند . آنان را صاحبان كشور و نظام می دانسته ، از آنان هم می خواستند كه در حفظ آن بكوشند . اینها همه سبب می شد كه محصلان نیز خود را در بطن این جریان بیابند . آنان خود را جدای از ملت و جوانان نمی دانستند . امام دفاع از كشور و نظام را از اهم واجبات می خواندند و كدام مسلمانی بود كه اهم واجبات را فرو گذاشته و به واجبات بی خطر شخصی پناه برد. اینچنین است كه محمد حسین فهمیده ، نماینده نوجوانان و دانش آموزانی است كه در جبهه ها حضور یافتند ، یا چون خود او و بسیاری دیگر در زمره روزی خوران خوان گسترده خداوند در آمدند و یا چون بعضی دیگر خاك جبهه ها را به اهداء عضوی از بدن مطهر خود متبرك ساختند.

امید آنكه شور و شعور آن بزرگان كوچك ، جریان دائمی باشد و دانش آموزان امروز و فردای این خاك را سیراب نماید .


منابع 1 و 2 : پیام امام به مناسبت سالروز بسیج مستضعفان در تاریخ 4/ 9/ 60

3. اشاره به آیه : بل احیاء عند ربهم یرزقون  ( سوره آل عمران ، آیه 169)


نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388 توسط جوان فهمیده | لينك ثابت |

» زندگي نامه

وي فرزند محمد تقي است که در خانواده اي مذهبي د ريکي از روزهاي بهاري ارديبهشت 1346 ( مصادف با سوم محرم ) در شهر خون و قيام درخانه اي محقر و کوچک در محله پامنار قم چشم به جهان گشود. دوران کودکي را همراه ساير فرزندان خانواده و درکنار برادرش داوود که وي نيز سه سال بعد از شهادت محمد حسين به فوز شهادت نايل آمد، با صفا و صميميت و در زير سايه محبت و توجه پدر و مادري مهربان ، سپري کرد . درسال 1352، به مدرسه رفت وکلاس اول تا چهارم ابتدايي را با يک معلم روحاني طي کرد. سال پنجم ابتدايي واول و دوم راهنمايي را به دليل انتقال خانواده اش به کرج در دو مدرسه دراين شهر گذراند. درهمين دوران بود که به واسطه حوادث انقلاب، روح وي نيز، مانند ميليون ها جوان و نوجوان ديگر کشور، دچار تحولات عظيمي گرديد. شخصيت او با داشتن خانواده اي متدين ومذهبي و شرايط خاص شهر مقدس قم و نيز زمينه مساعد روحي به گونه اي شکل گرفت که سرشار از دين و فرهنگ غني اسلام بود.

از عوامل مهم ديگر د رشکل گيري شخصيت او ، نوارها واعلاميه هاي امام بود که قبل از انقلاب به دست او مي رسيد.

شهيد فهميده ، نوجواني خوش برخورد، شجاع ، فعال ، کوشا بود که به مطالعه علاقه زيادي داشت و با وجود اين که به سن تکليف نرسيده بود، نماز مي خواند و احترام خاصي براي والدينش قايل بود و هرگز به آن ها بي احترامي نمي کرد. شيفته و عاشق امام قدس سره بود و با تمام وجود سعي در اجراي فرامين امام قدس سره داشت . او مي گفت : امام هر چه اراده کند، همان را انجام خواهم داد و من تسليم او هستم .

:: برای دیدن ادامه زندگی نامه شهید بزرگوار ، روی ادامه مطلب کلیک کنید.


نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387 توسط جوان فهمیده | لينك ثابت |

«دست حق پشت و پناهت اي پسر

دين و ايمان تكيه گاهت اي پسر»

آن بسيجي نبض فردا را گرفت

نبض فردايي فريبا را گرفت

رفت تا در جبهه ها زيبا شود

نيمه گم گشته اش پيدا شود

خاك ايران را حمايت مي نمود

خونفشاني را روايت مي نمود

«تكه اي از آسمان مال من است

راه پرواز من از اين روزن است»

جبهه درها را به رويش باز كرد

او خودش را تا خدا آغاز كرد

بوي باروت و مسلسل، بوي خون

جانفشاني هاي پي در پي، جنون

واحد پول جنون پروانگي است

شعله هاي آتش و ديوانگي است

يورش دشمن، شقايقهاي سرخ

عشق تا اوج دقايقهاي سرخ

تانكها ناگاه پيدا مي شوند

بي خدا يي ها هويدا مي شوند

جز اسارت چاره اي ديگر نبود

نوجوان اما پر از دلدادگي است

او پر از انگيزه آزادگي است

داخل دستان او نارنجكي است

واي! اين با زندگي بيگانه كيست؟

او كه اين سان مست و بي پروا شده

او كه اين سان عاشق و شيدا شده

سنگر خود را رها كرد و پريد

پرده هاي خواب و رويا را دريد

تانك دشمن ناگهان آتش گرفت

نقشه گردنكشان آتش گرفت

يك كبوتر از ميان شعله ها

آسمان – پرواز آبي تا خدا  

-----------------------------------------------

شاعر : رضا حداديان


نوشته شده در شنبه هجدهم آبان 1387 توسط جوان فهمیده | لينك ثابت |

 

» حیاط مسجد،ازدحام جمعیت،نزدیک غروب

کسانی که داوطلب اعزام به جبهه بودند، توی یک صف طولانی ایستاده بودند تاپس از نام نویسی، برگه ی اعزام بگیرند.

پسرنوجوانی که لابه لای جوان ها ومردان بزرگسال ایستاده بود،بیش ازهمه دادوقال می کرد وعجله داشت که زودتر نوبتش بشود.مردی که پشت سرش ایستاده بود،نگاهی به قدو قواره ی او انداخت وگفت:

"پسرجان این جا چه کار میکنی؟"

اما اونه از جایش تکان خورد ونه حرفی زد.

» صف داوطلبان جلوی میز ثبت نام

داوطلبان یکی یکی به پاسداری که برگه ی اعزام صادر می کرد میرسیدند وبا احساس رضایت، برگه می گرفتند وصف را ترک می کردند.نوبت به پسرجوان رسید.پاسدار،همان طور که پشت میزش نشسته بود،بدون اینکه توجهی به پسرک بکند، نفربعدی را صدا کرد.

ولی پسربا تندی گفت:

"چرا نوبت من را به اومی دهید؟ می خواهم ثبت نام کنم"

پاسدار بامهربانی وبا شوخی پاسخ داد:

"ای به روی چشم...بروهروقت سنت اجازه داد،بیا در خدمتیم."

ولی پسرجوان دست بردار نبود.

وقتی پسرک دست به سر می شود.

-        برو رضایت نامه ی پدرت را بیاور

-        آخر اواجازه نمی دهد...

-        اگر پدرت اجازه نمی دهد، من هم اجازه نمی دهم.

  ناکام وسرگردان ودست خالی ازمسجد بیرون آمد، ولی در دلش آتشی روشن بود که آرامش نمی گذاشت.

» یک روز دیگر ،حیاط مسجد، صبح زود

بااعتماد به نفس کامل، کپی شناسنامه ای را که در دست داشت، جلوی روی مردی که برگه ی اعزام می داد،گذاشت.مرد نگاهی به عکس شناسنامه انداخت ونگاهی هم به صاحب عکس. هردو یکی بودند.

تاریخ تولد را هم دید ، ولی متوجه نشد که دستکاری شده است.

برگه ی اعزام صادر شد واو وقتی نام"حسین فهمیده"را روی اجازه

نامه ی حضور در جبهه دید، دلش بیش از پیش هوای جبهه کرد.

"حسین" بلافاصله خودش را به کاروان اعزام شوندگان به جبهه رساند وبادلی پر از شور و شوق، رهسپار جبهه شد.

» خط مقدم،لحظه ی هجوم تانک های عراقی ، سیزدهم آبان ماه

جبهه،حسین را مردتر از پیش کرده بود.آن روز نیروهای عراقی با جسارت بیش تری وارد عملیات شده بودند.

حسین با نارنجک هایی که در دست داشت یا به کمرش بسته بود،این سو وآن سو می دوید تا فرمانده را پیدا کند.اما تانک های عراقی امان رزمندگان را بریده بودند.

» حسین،تانک عراقی وآن چه در دل داشت!

حسین از پشت خاکریز،به جایی که صدای غرش مهیب تانک های در آسمان می پیچید،نگاه کرد. انگار سیل تانک های عراقی به طرف سنگر های رزمندگان جاری شده بود،اگر تانک ها از آن نقطه عبور

 می کردند، همه ی رزمندگان را به شهادت می رساندند وبه سرعت به خاکریز های بعدی می رسیدندو..."حسین"تصور کرد که تا دقایقی بعد،

چه فاجعه ای رخ خواهد داد!

» حسین،نارنجک،آتش...

اولین تانک کاملا نزدیک شده بود.

حسین به یاد حرف های امام درباره ی جهاد افتاد فکر شهادت از ذهنش عبور کرد.یاد روزی افتاد که در مسجد برای رفتن به جبهه گریه کرده بودو...دستش روی نارنجکی بود که به کمرش بسته بود.گویی نارنجک، نارنجک همیشگی نبود!برایش حرف داشت!

برخاست وناگهان تصمیم خودرا گرفت.ضامن آن را کشید ودر چشم به هم زدنی، به سوی تانک حرکت کرد! تانک به سوی او می آمد ومی غرید. او هم به طرف تانک می دوید والله و اکبر را فریاد می کشید.

رزمنده هایی که در گوشه و کنار، هنوز جانی در بدن داشتند، ناباورانه حسین را دیدند که مثل آهو سبک پا به طرف تانک عراقی رفت و لحظه ای بعد، همراه با صدای مهیبی که تمام دشت را پرکرد، از زیر تانک، آتش و دود به آسمان برخاست وبازهم انفجار های پی درپی و دود و آتش... غریو الله اکبر بچه ها از گوشه وکنار خاکریز ها و سنگر ها به گوش رسید.

» پشت خاکریز، لحظه ای پس از حادثه

واما این جا،تانکی بود که در آتش عشق وخشم یک رزمنده ی بسیجی می سوخت و جسم بی جان پسرکی که روحش به آسمان پرکشیده بود...


منابع : زیر نظر شورای نویسندگان وشورای تولید بااهتمام:قاسم کریمی/

فهیمده رزمنده ی کوچک/نشر تاریخ و فرهنگ/دوم/1378


نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1387 توسط جوان فهمیده | لينك ثابت |
:: عناوين آخرين مطالب ارسالي
» بسیج در کلام رهبر
» روح « فهمیده » نیاز امروز نوجوان ما !
» تاریخچه تشکیل بسیج دانش آموزی
» اهداف بسیج دانش آموزی
» قالب وبلاگ بسیج
» پنجم آذر؛ تشکیل نهاد بسیج
» بسیج
» تفکر بسیجی، تهاجم فرهنگی، امنیت اجتماعی
» هفته بسيج دانش آموزي: بزرگداشت شهيد فهميده و شهيدان دانش آموز
» :: هفته ی بسیج و یاد اون روزها
» چرا به بسيج اهانت مي شود؟
» زندگی نامه بسیجی شهید حسین فهمیده
» ویژه روز بسیج دانش آموزی
» شعری برای شهید فهمیده
» بهنام محمدی،شهید 12 ساله
» تا زن نگیری، به بهشت نمی ری!!
» شهید سعید طوقانی پهلوان 7 ساله
» کوچک اما بزرگ
» گالری عکس/ تصاویری از نوجوانان بسیجی در دفاع مقدس
» نوجوان سیزده ساله
» سخنان رهبری درباره ی نوجوانی
» سخنان امام خمینی (ره) درباره بسیج
» جمله ای با شهید فهمیده ، نوجوان بسیجی
» سخنان رهبری درباره ی بسیج
» لوح فشرده افلاکیان خاکی
» خبر/ اصحاب رسانه ها و مسئولین بسیج گرد هم می آیند.
» خبر / جهاد علمی می بایست سر لوحه امور دانش آموزان قرار گیرد .
» وظایف سازمان بسیج دانش آموزی
» عناوین واحد های سازمانی بسیج دانش آموزی
» مأموریت سازمان بسیج دانش آموزی